روزانه

زندگی چهارپایی! 525 234 محمد حسین ضیاء

زندگی چهارپایی!

زندگي چهارپايي! خوردن و زيستن و نوشيدن و ورق جويدن براي سپري نمودن سير متناوب زندگي! البته در صورت استفاده از خلاقيت. خلاقيتي كه حداكثر در نحوه جويدن آن ورق(از بالا به پايين و يا برعكس، ساندويچي و… ) بروز خواهد كرد. والبته  تنوع ورق هايي كه گاه به علت صدور قبوض رنگارنگ با وفورآن مواجهيم و گاه هنگام تحريم با كسور آن در جيب! read more

آهاي مردم دنيا…. 240 180 محمد حسین ضیاء

آهاي مردم دنيا….

گاهي افرادي رو در اطرافت مي بيني كه بدون درك از شرايط روحي و رواني و نيز بدون در نظر گرفتن برخوردهاي كاري و اجتماعي روزانه ي تو؛ همه چيزت رو به باد انتقاد ميگيرند . حال اينكه خودشون حتي تصوري از  درگير شدن در اين مسائل  ندارند!
روز به روز ازت دورتر ميشن و سعي ميكنن براي شرايط خودشون هم كه شده از خيلي مسائل تو پرهيز كنند. read more

خستگي رو خسته ميكنم! 259 194 محمد حسین ضیاء

خستگي رو خسته ميكنم!

امروز تمام مدت توي مترو و تاكسي داشتم به گذشته خودم فكر ميكردم!
از ساخت تله كابين و هلي كوپتر و … در 9 سالگي تا راه اندازي دفتر فروش نرم افزار و سخت افزار در 17 سالگي و تجربه زندگي در 3شهر به تنهايي تا قبل از 19 سالگي، تا ورود به تبليغات انتخاباتي در 21 سالگي و دانشگاه و فارغ شدن از اون و مهاجرت 2 ساله به تهران تا 24 سالگي!
افكاري از بازرگاني و راه اندازي كارگاه توليد قند گرفته تا تهيه طرح هاي اجرائي و پژوهشي…
نهايت امر به خودم نگاه كردم. نه تافل و نه آيلتس! نه مدرك خوب و نه دانش بالا! صرفا سرشار از تجربه هاي مختلف كه گويا تو اين جامعه ارزشي نخواهد داشت.
كمي غمگين شدم. بخش هايي از زندگي من مثل 2قرن سكوت شادروان زرين كوب، نانوشته است و وقتي به ياد اونها مي افتم حرفي براي گفتن ندارم.

دوباره به فكر فرو ميرم. توي مترو حواسم رو چند تا بچه به خودشون مشغول كردن. دست فروش بودن. با خودم احساس شرم داشتم كه اون ها از اين سن كار ميكنن. از اين سن به صورت واقعي دارن يه لقمه در ميارن. احساس مرد بودن دارن و… اما چيزي كه منو ناراحت تر ميكرد اين بود كه آيا اونا در طول زندگي فرصت اينو پيدا ميكنن تا درس بخونن. بورس بشن و مسير زندگيشونو عوض كنن؟ آيا مي تونن؟
احساس ميكنم انساني كه بتونه مسير زندگيش رو خودش تغيير بده و سكان آينده ي خودش رو به خوبي در دست داشته باشه، خوشبخت ترين انسان هاست.
هميشه تغيير رو دوست داشتم. هميشه از تجربه لذت مي بردم و مي برم. هميشه از سكون بدم مي ا ومده. اما گاهي هم از اين همه تلاطم خسته ميشم.
ولي دقيقا احساس ميكنم مثل انساني كه بايد قله رو ببينه و نه مسير رو، بايد دوباره ادامه بدم.
پس بايد ادامه بدم. خستگي رو خسته ميكنم!

آبستن 602 240 محمد حسین ضیاء

آبستن

شنيدم كه مردان نيز آبستن ميشوند!
خنديدم و گفتم: مرا عقد، با زمانه بسته اند.
گويا هر شب آبستن اين زمانه ام…

بخوان به نام آزادي! 400 300 محمد حسین ضیاء

بخوان به نام آزادي!

اسارت و اسير بودن وگرفتار بودن، تا آزادي و آزادگي و رهايي!
تلاش قرن ها براي رسيدن از اين به آن! انسانهايي كه كشتند تا آزادي را با ديگران تقسيم نكنند و انسان هايي كه كشته شدند read more

محمد حسین ضیاء
سفرنامه شیراز! 336 448 محمد حسین ضیاء

سفرنامه شیراز!


ظهر يك روز گرم با حافظ…
اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
حریف خانه و گرمابه و گلستان باش

موفقیت طرح کاهش دانشجو؛ در تظاهرات امروز 150 150 محمد حسین ضیاء

موفقیت طرح کاهش دانشجو؛ در تظاهرات امروز

امروز هنگام خروج از منزل با صدای مرگ بر اوباما و مرگ بر منافق عده ای روبرو شدم. این عده که به قول یکی از نیروهای پلیس( که برای مقابله با این تظاهر کنندگان به اونجا اومده بودن)”نه بهشتی و نه جهنمی” خطاب شدند، برای اعتراض به اقدامات اوباما در جلوی سازمان ملل قصد تجمع داشتند.
جمعیت زیادی نبودن. حدودا 200 نفر! اما این مراسم از جهاتی برای من جالب بود. عصر که به خونه برگشتم گفتم حتما فارس خبری زده در این مورد. دیدم اره. حالا متن کامل خبر رو براتون نمیآرم تا سردرد نشین. اما چیزهایی که برای من جالب بود رو در باب خبر و تنظیم خبر و اطلاع رسانی میخوام درج کنم تا ببینید که اعجاز خبر تا چه حده:
1- اولین چیزی که برای من جالب بود اینکه فاصله نیروهای پلیس تا تظاهرات کنندگان نزدیک به 2 خیابون اونطرفتر بود!(این یعنی حضور نیروهای پلیس صرفاً نمادین بود)
2- بخشی از خبر فارس رو براتون میذارم. خودتون قضاوت کنید:
“خبرگزاري فارس: دانشگاهيان سراسر كشور با تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل ضمن تاكيد بر استفاده از انرژي صلح‌آميز هسته‌اي، از سكوت… ”
جالب بود که اگه جمعیت تمام افراد اعم از کودک و نوجوان و پیر و جوان(در عکس مشهود است) را جمع کنید به تعداد واحدهای دانشگاهی یک بخش از کشور هر نمیرسه.حالا نمیدونم این دانشگاهیان سراسر کشور چقدر کم شدن و یا چقدر پارلمانی و حقوقی عمل کردن که تنها به ارسال یک نماینده از چند دانشگاه بسنده کردن! نمیدونم چرا فارس نیوز میخواد دانشجویان رو اینطور خوار خفیف کنه و بگه یه عالمه بودن و اونوقت تو عکسی که منتشر میکنن خیلی بشن میشه 200 تا! به نظر من این خبرنگاری که این خبرگزاری فرستاده بود کمی اغراق کرده بود.

بگذریم مسائل دیگه ای هم بود که خودتون تو خبر و عکس ببینین و بخونین. به نظرم این حرکات منطقی نیست. اجتماع و تظاهراتی که به نمایندگی از ایرانیان و اون هم جامعه دانشگاهی برگزار میشه؛ در مقابل یک نهاد بین المللی(حتی بدون در نظر گرفتن درست بودن و یا عدم درست بودن این فعل) با این جمعیت اندک منطقی نیست. 
بماند که موضوع عمومیت دادن چنین اجتماعاتی به تمام دانشجویان کشور نیز خود جای بحث دارد که ما وارد آن نشویم بهتر است! امنیتمان(بنده) به مخاطره میافتد!!! 
در پایان ضمن تشکر از عکاس محترم که اغراق نکردن؛لینک خبر رو درج کردم.

موفق باشید.
 لینک متن خبر: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8902150962
لینک تصاویر خبری: http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8902150881

در ستایش سعدی شیرازی 150 150 محمد حسین ضیاء

در ستایش سعدی شیرازی

ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله مشهور به سعدی شیرازی (۶۰۶۶۹۱ هجری قمری) شاعر و نویسندهٔ پارسی‌گوی ایرانی است. مقامش نزد اهل ادب تا بدانجاست که به وی لقب استاد سخن داده‌اند. آثار معروفش کتاب گلستان در نثر و بوستان در بحر متقارب و نیز غزلیات وی است read more

عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم 500 360 محمد حسین ضیاء

عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم

عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم

گردی نستردیم و غباری نفشاندیم

دیدیم که در کسوت بخت آمده نوروز

از بیدلی او را ز در خانه براندیم

آفاق پر از پیک و پیام است، ولی ما

پیکی ندواندیم و پیامی نرساندیم

صد قافله رفتند و به مقصود رسیدند

ما این خرک لنگ ز جویی نجهاندیم

طوفان بتکاند مگر «امّید» که صد بار

عید آمد و ما خانه خود را نتکاندیم…

مهدی اخوان ثالث «م. امید»

چند تصویر متفاوت از گوشه های دنیا! 150 150 محمد حسین ضیاء

چند تصویر متفاوت از گوشه های دنیا!