خودخواهي
زمان هاي زيادي از اين چند روز، به خودخواهي و انحصار طلبي آدم ها و منجمله خودم فكر ميكنم. به بهانه هاي مختلف و با كلمات مختلف در صدد بدست آوردن خواسته هاي خودمون هستيم.
بيشتر از اونكه به خواسته هاي ديگران و نيازها و فوايد اون كارها براشون بيانديشيم؛ نا خواسته و يا خواسته به اين توجه مي كنيم كه حال و احوال و شرايط فردي من چه خواهد شد؟ هميشه ناخواسته بودن اين رفتارها بدتر از خواسته بودن اونهاست. تمام مدتي كه يك شخص به دنبال گرفتن اين نيازهاست، فردي در حال دادن هزينه هاي اين خواسته ي شماست.
سعي در ترك اين رفتار داري ولي متاسفانه باز درگيرش خواهي شد. اين موضوع زماني رنج آور تر هست كه با احساس توام شده باشد.
تمام مدت اين بيت رو براي خودم زمزمه مي كنم…
حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز
خوشا کسی که در این راه بیحجاب رود
درد يك انسان تنها از خودخواهي و تنهايي نيست. درد يك انسان از توهم راه هايي هست كه فكر مي كند به خويشتنش ختم مي شود.
اين روزها بيشتر از تمام روزهاي عمر اين حس رو در خودم دارم.
حس اندوه وار خودخواهي….!













